سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
محبوب ترینِ بندگان نزد خداوند ـ تبارک وتعالی ـ، پرهیزگارانِ پنهان (ناشناخته) هستند . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :21
بازدید دیروز :27
کل بازدید :12878
تعداد کل یاداشته ها : 37
93/7/28
7:49 ص

ارزش ها

شناخت ارزشها و بحث در مورد آنها یکی از موضوعات مهم هر مکتب فلسفی است و هر نوع فکر فلسفی نوع بخصوصی از اعتقادات ارزشی را القا می کند. ارزش شناسی به سه پرسش اصلی پاسخ می گوید: آیا ارزشها   ذهنی هستند یا عینی، شخصی هستند یا غیر شخصی، آیا ارزشها در حال دگرگونی هستند یا همیشگی و مداومند، سرانجام آیا سلسله مراتبی از ارزشها وجود دارد یا خیر؟ اگر هست به چه شکل و صورت توضیح دهید. در ده پانزده سال گذشته با توجه به مفهوم ارزش ها به ویژه ارزش های مربوط به تشکل، افزایش فراوان یافته است. در نتیجه مقیاس های بسیاری برای سنجش ارزشها در دسترس است که هدف مشخص آنها جهت گیری ارزشی یک فرد است. یعنی سنجش انواع رفتارها، اشیا یا جهت هایی که به نظر آزمودنی با ارزش هستند. نمونه هایی از ارزش های غالب افراد عبارتند از ارزشهای اقتصادی، اجتماعی، دینی و سیاسی. واضح است که مردم از نظر میزان اهمیتی که به هریک از ارزشها می دهند متفاوتند. مفهوم ارزشها و ابزارهایی برای اندازه گیری آنها به کار می روند با مقیاس های علایق، نگرشها، نیازها و شخصیت وجوه مشترک زیادی دارند( ژاکلین ، 1355).

فرآیند اکتساب ارزش ها

        مهمترین فرآیندی که در کسب نظام ارزش های یک فرد مؤثر است، جریان اجتماعی شدن است. انسان ها طی فرآیند جامعه پذیری در معرض خرده فرهنگ های خاص طبقه، نژاد، مذهب منطقه و نیز تحت نفوذ نهادهای همسالان، خانواده و مدرسه قرار گرفته و بعد ارزشی، نظام شخصیتی فرد شکل می گیرد.   رایزمن شخصیت ها را از جنبه پذیرش ارزش ها به سه نوع سنت گرا، درون گرا و گرایش به دیگران تقسیم می کند.   نوع اول همه چیز را طبق سنت می آموزند. شخصیت های نوع دوم دارای آگاهی و احساس حقانیت راسخی می شوند، به گونه ای که دیگران تصور می کنند ارزشهای آنان از نهادشان برآمده است. شخصیت های نوع سوم تغییرات اجتماعی را به عنوان عامل تاثیر گذار مورد توجه قرار می دهند. از نظر پارستر عمل انسان دارای سه بعد زیستی، شخصیتی و فرهنگی است و نظام فرهنگی دارای سه جزء باورها یا عقاید، ارزشها و هنجارهاست. این موارد در طول زمان در جامعه شکل می گیرند و از نسلی به نسل دیگر می رسند وانسانها در اثر تعامل با اجتماع آنها را درونی می کنند. به این اعتبار شخصیت آدمی که در آن مجموعه ای از عقاید، باورها، ارزشها و هنجارها وجود دارد، محصول رابط? او با نظام فرهنگی است. یکی از نظریه های مهم در زمین? دگرگونی ارزشها نظری? تغییر ارزشهای مادی به ارزشهای فرامادی مربوط به اینگلهارت می باشد (اینگلهارت،1990؛ترجمه: وتر، 1373 ).

تحول ارزش ها

قرن حاضر را دوران تنزل ارزش ها نامیده اند، در جوامع کنونی مفاهیم ارزشی اعتبار خود را از دست داده است. مفاهیمی از قبیل آزادی، عدالت اجتماعی و برابری انسانها مورد تعبیر و تفسیرهای مختلف قرار گرفته و در بعضی موارد به ضد خود تبدیل شده است. عیناً مانند تنزل ارزش ها در جامعه. در دوره جوانی ارزش ها متحول می شوند و مفاهیم ارزشی مورد تردید و سؤال قرار می گیرند. اسپانگر[1] معتقد است که در دوره تحول نوجوانی ارزش های اساسی به ترتیب اهمیت به صورتی قطعی تر و پایدارتر شکل می گیرند و ارزش های حاکم بر فرد تعیین کننده نوع شخصیت به شمار می روند (گیلک، 1376).

یکی از جنبه های مهم رشد، درک ارزش های حاکم بر جامعه و انطباق رفتارهای خود با این ارزش است. در هیچ دوره ای به اندازه دوره نوجوانی، ارزش ها و استانداردهای اخلاق برای انسان مطرح نمی شود. توانایی های شناختی فزاینده نوجوانان بیشتر آنان را متوجه مسائل و ارزش های اخلاقی می کند و در نتیجه راههای پیچیده تری را برای کنار آمدن با آن می یابند، در عین حال آنچه جامعه از نوجوانان می خواهند به سرعت در حال تغییر است و همین مستلزم ارزیابی مجدد و مداوم ارزش ها و اعتقادات اخلاقی است (ولی یاری، 1380).تغییراتی که در استدلال کودکان به همراه افزایش سن رخ می دهد موضوع تحقیقات دقیق کلبرگ[2] (1973-1969) بوده است. کلبرگ با الهام از نظریه رشد شناختی پیاژه و مطالعات او در زمینه استدلال اخلاقی، سعی کرد به این سؤال پاسخ دهد که آیا مراحل همگانی در رشد قضاوت اخلاقی دیده می شود یا خیر؟ (اتکینسون و هیلگارد[3]،1998؛ترجمه:براهنی،1381)  .

مطالعات کلبرگ نشان می دهد تفکر نوجوانان در مورد موضوعات اخلاقی معمولاً پیشرفته تر از سطح پیش عرفی است. در سطح اخلاقیات عرفی (مراحل سوم و چهارم در نظام کلبرگ) نیازها و ارزش های اجتماعی بر علایق شخصی اولویت دارد. در مرحله سوم این به معنای تأکید قوی بر خوب بودن انسان به چشم خود و دیگران است. یعنی داشتن انگیزه های مطلوب اجتماعی و توجه داشتن به دیگران. قصد از رفتار و نه صرفاً خود رفتار، مهم است، فرد با خوب بودن می خواهد تأیید دیگران را بدست آورد. در مرحله چهارم این رویه ابعاد گسترده تری پیدا می کند و فرد می خواهد با نظام اجتماعی همنوایی کند، نوجوانان به ندرت از این مرحله به مرحله پس عرفی قضاوت اخلاقی می رسند (کلبرگ، 1976)  .

همین که نوجوانان به رشد اخلاقی و شناختی پیشرفته تری می رسند در مورد عقاید اجتماعی و سیاسی والدینشان و سایر بزرگسالان تردید می کنند. ارزش های شخصی و عقایدشان کمتر مطلق و بیشتر نسبی می شوند، عقاید سیاسیشان نیز بیشتر جنبه انتزاعی پیدا می کند و کمتر مستبدانه است (آدلسون[4]، 1971).

می دانیم ارزش ها مفاهیمی مطلوب، یاد گرفته شده و سازه های نظری هستند که انتخاب ها بر اساس آنها صورت می گیرد و فرد   را بعمل وا می دارد. ارزش ها سه نوع اند:

الف: مفاهیم مطلوبی هستند که فرد می خواهد آنها را دارا باشد.

ب: سازه های نظری و تئوریک هستند.

ج: دارای قدرت انگیزشی هستند و فرد را وادار بعمل می کنند.

رشد شخصیت نوجوانان تحت تأثیر عوامل بیرونی و درونی قرار دارد و تغییر در سه مورد مشهود است:

الف: کشف من یا خود

ب: تشکیل تدریجی طرفی برای زندگی

ج: ایجاد یک نظام ارزشی شخصی

نوجوان تمام روابط و باورهایی را که در دوران کودکی بدون چون و چرا پذیرفته است مورد پرسش و تردید قرار می دهد و سعی می کند با توجه به شخصیت شکل پذیر و استقلال جوی خود، نظامی از ارزش ها درباره زیبایی، حقیقت، قدرت و دین بدست آورد (احمدی، 1378).